امروز ،نمیدانم  چند دهه از شعله شدن سه آذر اهورایی این ملک ، گذشته است  ! ۱۶  آذر ۱۳۳۲ را میگویم  که عمله ی استبداد و اکله دیکتاتوری سه چکاوکـ آوازه خوان شب های دیجور  وطن را در پیش پای غول نامهربان و جلاد ، قربانی هوس و عفریت نافرزانگی خود کردند ! آذرانی که شعله شدند در زمهریر سوزناک ستم و استبداد، سوختند و خاکستر شان در آسمان رهایی این سرزمین سیه پوش ، قاصدک های آزادی شدند! اما انگاره ی این آبادی ، انگار برای ابد از ازل محتوم شده است که در آسمان این آبادی مظلوم و نجیب ، مدام ، چلچله گان  ،بی شرم و شفقتی ،کباب هوس های شکمبارگان و قماربازان قدرت قرار گیرند ! هر ازگاهی برای بهانه ای و هر گاهی بی نشانه ای! از روزگار نعلبند مدائن که دانایی کابین اشراف زادگان بی شرافت انسانی بود تا به روزگار صدرای الهیات که جرات پرسیدن را در محاق خاک کویری و بی آب و علف کهک !دفن کردند وتا به روزگار آمده و نیامده ای که کاهنان وپیشگویان دهانت را میبویند تا مگر گفته باشی وطن! دوستت دارم !

آذران اهــــــــــــــــــــورایـــــــــــی

وطن روزتان مبارک و روزگـــــــــــــــــــــــــــــــــارتان حجستـــــــه باد.

[درج ادامه مطلب]
.