یلدا
یلدا ی همه ،عاشقانه
و مانا باد .
+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۳۹۱ ساعت 21:27 توسط قلم
|
در راه مانده ام
مانده در اسارت جاده !
پای در زنجیر خیابان /
دیریست در زندان این شهر
پوکیده ی آهن وبتن ودیوارم /
بی شمیم بوی بهار نارنج و عطرکاهگل خیس روی دیوار کوچه باغ ها !
در حال آمدنم....
با کوله باری از خاطره ها ی تند....
روزگار تلخ و گسی بود !
برای مسافر تنها
وبرای کفتران آرزوهایی که در این خاک تلخ دفن شده اند
و قسمت پرواز نداشته اند !!!
حال در آرامش ابدیند.
بی واهمه ی پرواز کرکسان
در باغ بی برگی !!!!!
و بی شنیدن پارس سگان بدسگال !
در انتهای چپر باغ شتک زده از خواب ممتد باغبان پیر ....!