یلدا

یلدا ی همه ،عاشقانه

و مانا باد .

در راه مانده ام !!

در راه مانده ام

مانده در اسارت جاده !

پای در زنجیر خیابان /

دیریست در زندان این شهر

پوکیده ی آهن وبتن ودیوارم /

بی شمیم بوی بهار نارنج و عطرکاهگل خیس روی دیوار کوچه باغ ها !

در حال آمدنم....

با کوله باری از خاطره ها ی تند....

روزگار تلخ و گسی بود !

برای مسافر تنها

وبرای کفتران آرزوهایی که در این خاک تلخ دفن شده اند

و قسمت پرواز نداشته اند !!!

حال در آرامش ابدیند.

بی واهمه ی پرواز کرکسان

در باغ بی برگی !!!!! 

و بی شنیدن پارس سگان بدسگال !

در انتهای چپر باغ شتک زده از خواب ممتد باغبان پیر ....!